دستهبندی: بدون دستهبندی

رمان کوری
توضیحات
این تنها فرضیه ی منطقی است که رنج و عذاب مارا اثبات می کند.من فکر می کنم او از جهان کورها آمده و مجبور است دوباره پس از کور شنبه آنجا برگردد.من درهای بسته کلیسا را تصور میکنم و کلیسایی خالی با مجسمه ها و نقاشی ها را یکی پس از دیگری می پیماید و به بالاترین نقطه ی محراب می رود و نقاشی ها و مجسمه ها را با گره کوری که به دستمال می زند کور میکند بطوری که گره باز نمیشود
نظرات
دستهبندی: بدون دستهبندی